0.0از 0

کتاب حکایت نخ طلایی

۱۸٬۹۰۰
خرید
  • الکترونیکی
  • معرفی کتاب
  • مشخصات کتاب

معرفی کتاب حکایت نخ طلایی

در ژاپن، هنری وجود دارد به نام کینتسوگی (金継) هنر پیوند زدنِ قطعات شکسته‌ی سفال با طلا.
در این هنر، شکستن پایان نیست؛ آغاز است. ترمیم، بازسازی نیست؛ تولد دوباره است. ترک‌ها پنهان نمی‌شوند؛ طلا آن‌ها را روشن می‌کند. شکستگی‌ها دیگر نقص نیستند بلکه خاطره‌اند، ریشه‌اند، زیبایی‌اند. هر ترک روایتی است از آنچه بر جسم گذشته و هر درز زرین، گواهی است بر ماندن، برخاستن و دوباره زندگی را در آغوش کشیدن.
در جهانی که همه از شکستن می‌ترسند، کینتسوگی به ما می‌گوید: زیبایی نه در بی‌نقص بودن، بلکه در بازسازی صبورانه‌ی خویش است.
همانطور که مولانا گفته است: «پس زخم‌هایمان چه می‌شود؟» و شمس پاسخ داد: «نور از میان زخم‌هایمان است که وارد می‌شود.» کتاب حکایت نخ طلایی، کاری از فاتح سلیمی؛ داستانِ یک خرس پیر و دختری با بدنی ترک‌خورده است و سفری که نشان می‌دهد نور عشق، حتی در تاری‌کترین راه‌ها، اگر با دل باشد، می‌تواند راهنما و طلای پیوند باشد.
در جهانی که گریز از شکست قانون نانوشته‌ی زندگی است، این داستان به ما یادآوری می‌کند شکستن بخشی از مسیر است و آنچه ما را منحصربه‌فرد می‌سازد، نه سالم ماندن، که شکستن و به نرمی و مهر ترمیم شدن است.

گزیده کتاب حکایت نخ طلایی

از دل خاک جزیره، نخی طلایی بیرون آمده بود. نخی درخشان از میان دستگاهی عبور می‌کرد که به طرزی جادویی آن را باریک و باریک‌تر می‌کرد، تا به نازکی مو برسد و بعد روی قرقره‌ای پیچیده می‌شد که انگار هیچ‌وقت پر نمی‌شد.
خرس قدمی به جلو برداشت، اما صدایی رسا و خشن او را متوقف کرد: «ایست! یک قدم دیگر برداری، تکه‌تکه‌ات می‌کنم.»
او نگهبان نخ طلایی، موجودی ساخته‌شده از خاک و اراده بود.
«من قسم خورده‌ام فقط به آنهایی اجازه دهم نزدیک شوند که لیاقتش را دارند. و باور کن، بسیار قوی‌تر از تو را نابود کرده‌ام».. .