نیستان دی
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب نیستان دی
نیستان در ادبیات کهن ما همان زادگاه اولیه آدم یا بهشت است. اما نه یک بهشت مادی، بلکه بهشتی که سمبل آزادی و آگاهی انسان است. کتاب نیستان دی، اثر حسین زحمتکشزنجانی؛ رمانی است در مورد آزادی، آگاهی و آشنایی با انسانی که شخصیت اصلی رمان را به این بهشت معنوی رهمون میسازد.این اثر را نشر جمکران به چاپ رسانده است.
شخصیت اصلی داستان، پسری دانشجوست به اسم ماهان که در دانشکده هنر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، کارشناسی بازیگری میخواند و بسیار علاقهمند به شخصیت مولانا و کتاب مثنوی معنوی اوست. او گرایشهای درویشی دارد و به تبعیت از برخی درویشان افراطی، قصد دارد برای رسیدن به خدا و دیدن حقایق جهان قیامت، خودکشی کند. وی پیشتر شاهد خودکشی پدرش بوده که اختلالات روانی داشته و با فقر و اعتیاد، دست و پنجه نرم میکرده است و همین مسئله، بسیار در روحیهاش تأثیر میگذارد. ماهان بهتازگی با فرقه جدیدی آشنا شده و به دنبال مرشد و راهنما میگردد. پیروان این فرقه با استفاده از مواد روانگردان، او را وادار میکنند که خودش را در یکی از میدانهای اصلی شهر آتش بزند تا آنها بتوانند از این حادثه، استفاده سیاسی کنند. وی طی ماجرایی با شخصیت سردار- سلیمانی آشنا میشود و… این رمان با طرح ماجراهایی، مخاطب را با بعد عرفانی و ملکوتی سردار قاسم سلیمانی آشنا میکند.
گزیده کتاب نیستان دی
ایستادهام به تماشا، به خیره نگاه کردن، به دیدن و پلک نزدن؛ مستقیم، رو به جلو، کمی بالاتر از خاک باغچه، همان باغچهای که درختهای انجیرش تابستان و پاییز که میشود، گند میزند به همهجا و چیزی جز کثافت و لزجی به بار نمیآورد در حیاط خانهمان، با چشمهایی که نَمی برایش نمانده، پلکهایی که سنگین شدهاند و میخواهند بیفتند روی هم، با دستهایی آویزان، شل و وارفته، و پاهایی که انگار روی زمین بند نیستند. مغزم از کار افتاده. خوابم یا بیدار؟ یا مرزی میان این دو.
هوا با این رگبارهای پیدرپی و آسمانِ پوشیده از ابرهای متراکم سیاه، حسابی حالش بد است و هر لحظه بدتر هم میشود. بوی خیسیِ پس از باران، مثل کُندهچوبی که تازه از آب نشتکرده فاضلاب گرفته باشند، رطوبتش را به رخ مشامم میکشد. بوی گند مورچه لهشده میدهد لامصب، بدتر از بوی نارگیلِ فاسدشده و حتی تخممرغ گندیده. بدنم گر گرفته، میخواهم از درون شعلهور شوم. میخواهم فریاد بکشم، اما نمیتوانم. حنجرهام خشکیده و صدایی از دهانِ نیمهبازم به بیرون نمیجهد.. .