مسیر عشق
چهل منزل در سفر به مناطق عملیاتی همراه با شهدا
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب مسیر عشق
مسیر عشق (چهل منزل در سفر به مناطق عملیاتی همراه با شهدا) کتابی در رابطه با معرفی مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی است. یکی از مهمترین کارها در عرصه دفاع مقدس، معرفی مناطقی است که این حماسه در آن سرزمینها رخ داده و با لطف خدا، مردم ما همهساله به دیدار این مناطق میروند؛ مناطقی از شمال تا جنوب مرزهای غربی کشور، مناطقی از جبههی 1200 کیلومتری ایران.
لذا در این مجموعه و با یاری خدا، در چهل منزل با ما همراه شوید تا با پای دل، به قدمگاه شهدا بوسه زنیم.
برای آغاز سفر به سرزمین عشق و نور، به شمالیترین نقطه از مناطق عملیاتی میرویم؛ جایی که مرز ما با دشمن از آنجا آغاز میشد. منطقهای در آذربایجان غربی. آنجا که هنوز از ارتفاعاتش پلی به آسمان وجود دارد! بعد از آن به کردستان و مناطق غربی سری خواهیم زد و در آخر این سفر مقدس را با مناطق عملیاتی جنوب کشور به پایان می رسانیم.
گزیده کتاب مسیر عشق
در منطقهی آلواتان زندانی قرار داشت بسیار بزرگ که بسیجیان و پاسداران را در آن زندانی میکردند. صدها بسیجی بیگناه در این زندان مظلومانه به شهادت رسیدند. بدون اینکه هیچ جرم و گناهی مرتکب شده باشند. خشنترین رفتارها و شکنجهها در این زندان صورت میگرفت. کارهایی که انسان از بیان آن شرم دارد.
نویسندهی کتاب جشن حنابندان با اشاره به برخی اعمال سران حزب کومله با بسیجیان اسیرشده میگوید: «آنها مراسم عروسی داشتند. برای همین دو بسیجی نوجوان و بیگناه را جلوی پای عروس سر بریدند!!
در جایی دیگر مینویسد: هر بار که ایران حملهی موفقیتآمیزی انجام میداد آنها به زندان میآمدند و چند پاسدار و بسیجی را با خود میبردند. بعد به طرز فجیعی آنها را شکنجه داده و به شهادت میرساندند.
سپس سر از بدن آنها جدا کرده و یک ورق آهن داغ را روی گردن آنها میگذاشتند! تا آن شخص، نتواند راحت جان دهد!! بعد هم بدن مطهر این افراد را در جادهها رها میکردند. آنها در چندین مورد پیکر شهدا را آتش زدند تا هیچ نشانی به خانوادهی مظلوم آنها نرسد! با شروع جنگ هم کارهای کثیف خود را ادامه دادند و در برخی موارد، اسرای خود را به عراقیها میفروختند». برای همین است که شنیدن نام آلواتان رنگ از رخسار رزمندگان میبرد! از سهراه آلواتان عبور میکنیم و برای صدها بسیجی بیگناهی که هنوز خانوادههای آنها چشمانتظار فرزندشان هستند فاتحهای قرائت میکنیم.
مسیرمان را به سمت سردشت ادامه میدهیم. جادههای سرسبز و محیط دلانگیز این جاده ما را به یاد شمال کشور میاندازد.
وارد شهرستان سردشت میشویم. این شهر زیبا و باستانی، بوی شهادت میدهد! روزگاری بود که ناصر کاظمی و محمد بروجردی و نیروهایشان با ضد انقلاب در این شهر میجنگیدند و روزگاری هم دشمن بعثی، مردم مقاوم سردشت را به جرم همراهی با رزمندگان هدف قرار میداد.
برای مدعیان حقوق بشر باید گفت: ای کاش در روز هفتم تیر 1366 در این شهر حضور داشتید! روزی که صدامیان چهار نقطهی شلوغ شهر را بمباران شیمیایی کردند. گازهای سمی بیش از 110 نفر را به شهادت رساند و هشت هزار نفر را مصدوم و مجروح کرد! هنوز هم در این شهر کسانی هستند که نفس کشیدن برایشان مشکل است.