بردگی در اسلام
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب بردگی در اسلام
کتاب بردگی در اسلام نوشته مرتضی مطهری می باشد و نشر صدرا آن را منتشر کرده است.«بردگی در اسلام» عنوان پنج جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ استاد شهید آیت اللّه مرتضی مطهری در جلسات بحث و انتقاد انجمن اسلامی پزشکان در بهار و تابستان سال 1346 هجری شمسی بوده است. متأسفانه نوار جلسه دوم این جلسات در دست نیست و از جلسه اول نیز فقط متنی که یکی از حضار در همان زمان در اختیار استاد شهید قرار داده موجود بود که طبعا امکان مطابقت با نوار سخنرانی وجود نداشت و صرفا آن متن تنظیم گردید. در این کتاب مانند سایر آثار آن متفکر شهید مباحث زنده و مطرحی مورد بحث و انتقاد قرار گرفته و گویی برای امروز بیان شده است و به تعبیر امام خمینی(ره) برای عارف و عامی سودمند و فرحزاست. نکته ای که باید بیاموزیم روش استاد مطهری در این گونه مباحث است که چگونه از سؤالات و انتقادات ـ گاهی تند ـ استقبال می کند و حتی مستمع را به سؤال و انتقاد ترغیب می نماید به طوری که هر ناظری به خوبی احساس می کند که ایشان دنبال کشف حقیقت است و ـ به تعبیر خود آن شهید ـ روح علمی و انصاف در قضاوت دارد. بخش دوم و آخر کتاب را یادداشت های آن استاد شهید درباره بردگی تشکیل می دهد که علاوه بر این که می تواند به درک بهتر مباحث بخش اول کمک کند، به کار اهل تحقیق نیز می آید.
بخشی از کتاب بردگی در اسلام
یکی از مسائلی که در عصر ما مطرح است نه از جنبه عمل بلکه از جنبه نظر، موضوع بردگی در اسلام است. اما این که از جنبه عمل مطرح نیست، چون از نظر عملی ملغی است و در دنیا مورد ندارد. ولی از جنبه نظر مطرح است چون مسئله بردگی که در اسلام بوده است سؤال زیاد به وجود آورده است: چرا اسلام بردگی را تصویب کرده و الغاء نکرده است؟ این «چرا» باید تحلیل شود. «چرا الغاء نکرد» یعنی این موضوع باید الغاء بشود و خلاف آن صحیح نیست. باید جنبه منطقی به اشکال بدهیم: بردگی ظلم است و تصویب آن، ظلم را تصویب می کند و این با قوانین اسلام که مدعی است طرفدار عدل است و می گوید انّ اللّه یأمر بالعدل خداوند فرمانی که می دهد بر مبنای عدالت است و خداوند عادل است و قانونی که وضع می کند عادلانه است، جور در نمی آید. این اشکال طور دیگری نیز مطرح می شود و آن این است: لازمه بردگی این است که بشر کالا باشد و این برخلاف حیثیت بشری است. و گاه به تعبیر دیگر می گویند که بردگی استثمار بشری توسط بشر دیگر است. این خلاصه اشکالات است. البته اشکال روشنی است و به اصطلاح قدری هم چسبنده است. از آن وقت که حقوق بشر قدری شناخته و طرح شد به این نکته پی بردند که بشر حقوقی دارد که طبیعت به او داده است و حقوق طبیعی قابل سلب نیست. مثلاً در اعلامیه جهانی حقوق بشر اولین ماده راجع به آزادی است که بشر آزاد آفریده شده است؛ بشر آزاد به دنیا می آید، آزاد باید زندگی کند و آزاد باید بمیرد و هیچ قدرتی حتی خودش نمی تواند این حق را از او سلب کند. این به عنوان یک مسئله فقهی مطرح می شود: آیا جایز است شخصی آزادی را از خودش سلب کند و خود را بنده دیگری نماید اعم از اینکه پول بگیرد یا نگیرد؟ مسلما جایز نیست. نویسندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر می گویند مقصود این نیست که بعد از آنکه برده آزاد شد بتواند خودش را برده دیگری کند، بلکه بشر آزاد آفریده شده و چون آزاد آفریده شده است، نه خودش و نه دیگری نمی تواند او را برده قرار دهد. به عبارت دیگر بحث ما به آزادی برمی گردد؛ یعنی از نظر فلسفی باید جستجو کنیم که بشر آزاد آفریده شده است.