اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب
- معرفی کتاب
- مشخصات کتاب
معرفی کتاب اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب
کتاب اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، مشتمل بر سلسله مقالاتی است از متفکر شهید استاد مرتضی مطهری که توسط نشر صدرا منتشر شده است.این اثر در حدود سال 1353 به طور مسلسل در مجله «مکتب اسلام» درج می گردید و در زمان حیات استاد توسط یکی از ناشران، بدون اطلاع ایشان به صورت رساله ای کوچک منتشر شده است. این کتاب از زمان انتشار تاکنون مانند سایر آثار استادمطهری مورد استقبال فراوان تشنگان حقیقت و طالبان منطق اسلام در نظام خانوادگی قرار گرفته است.
می توان این کتاب را در ردیف آثاری قرار داد که با موضوع خانواده و زن مرتبط است. اگر کتاب نظام حقوق زن در اسلام، نظام حقوقی خانواده و بایسته های روابط حقوقی زن و مرد را تبیین می کند، کتاب اخلاق جنسی نیز «بخشی» از بایسته های اخلاقی و رفتاری رابطه زن و مرد را توضیح می دهد.
استاد مطهری در کتاب اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب تأکید می کند که عقیده به پلیدی غریزه جنسی مربوط به گذشته دنیای غرب است و اکنون افکاری از سوی غرب ترویج می گردد که بر اساس آن باید هر گونه قید و شرطی را در این زمینه برطرف نمود.
شهید مطهری در قسمت اول کتاب، اخلاق جنسی را قسمتی از اخلاق به معنای عام، شامل آن عده از عادات و ملکات و روش های بشری که با غریزه جنسی بستگی دارد، می داند. برخی از مصادیق آن عبارت است از: حیاء زن از مرد، غیرت ناموسی مرد، عفاف و وفاداری زن نسبت به شوهر، ستر عورت، ستر بدن زن از غیرمحارم، منع زنا، منع تمتع از غیر همسر قانونی، منع ازدواج با محارم، منع نزدیکی در ایام عادت و منع نشر تصاویر غیراخلاقی.
این کتاب نیز همچون دیگر آثار آن شهید بزرگوار از غنای محتوا و سلاست بیان برخوردار است؛ امید است که راهبر جامعه به سوی اخلاق صحیح جنسی باشد.
بخشی از کتاب اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب
در اخلاق نیز مانند سیاست باید اصول آزادی و دموکراسی حکم فرما باشد؛ مطلب صحیح و درستی است؛ یعنی انسان باید با غرایز و تمایلات خود مانند یک حکومت عادل و دموکرات با توده مردم رفتار کند. ولی عده ای آنجا که پای مسائل اخلاقی در میان می آید یا آنجا که انسان در مقابل خودش قرار گرفته و باید درباره رفتارخودش با خودش قضاوت کند، عمدا یا سهوا دموکراسی را با خودسری و هرج و مرج و بی بندوباری اشتباه می کنند. اسلام درباره اخلاق جنسی همان را می گوید که جهان امروز درباره اخلاق سیاسی و اخلاق اقتصادی پذیرفته است. اخلاق سیاسی به غریزه قدرت و برتری طلبی مربوط است و اخلاق اقتصادی به حس افزون طلبی، همچنانکه اخلاق جنسی مربوط است به غریزه جنسی. از نظر لزوم آزادی از یک طرف و لزوم انضباط شدید از طرف دیگر، هیچ تفاوتی میان این سه بخش اخلاق نیست. معلوم نیست چرا طرفداران اخلاق نوین جنسی این گشاده دستی ها را تنها درباره اخلاق جنسی جایز می شمارند؟!